السيد موسى الشبيري الزنجاني
2484
كتاب النكاح ( فارسى )
بيندازد ، در زبان تركى نيز به شامخ الانف ، « ميكبُرنى » گويند ، از مرحوم قزوينى نقل شده كه مينك به معناى شامخ است و برون در تركى به معناى دماغ است . « 1 » وجه چهارم : اين احتمال ألطف از احتمالات بالا است و آن اينكه جد سوم عبد الله بن مسعود شمخ است ، عبد الله بن مسعود بن غافل بن حبيب بن شمخ ، پس ، المسألة الشمخيه ، يعنى مسألهاى كه عبد الله بن مسعود بن شمخ آن را پرسيده است ، اين احتمال هم در روضة المتقين و مرآة العقول آمده است . « 2 » نسبت به احتمال چهارم اين اشكال به ذهن من آمده بود كه در هيچ منبعى به عبد الله بن مسعود ، ابن شمخ يا شمخى گفته نشده است ، نه در بحث تواريخ و نه در بحث رجال و نه در بحث حديث ، و جدّ او شمخ نام نيز از بطون عرب نيست تا عدهاى شمخى و از اين بطن باشند . ليكن بعداً به مطلبى برخوردم كه مشكل را حل كرد كه در احتمال پنجم مىآيد . وجه پنجم : با مراجعه به « المحلّى » كه تأليف ابن حزم است « 3 » مشكل حل شد ، در " محلّى " چنين آمده است . عن ابى مسعود ان رجلًا من بنى شمخ بن فزارة تزوج امرأة ثم رأى أمّها فاعجبته فاستفتى ابن مسعود فافتاه ان يفارقها ثم يتزوج امها فتزوّجها و ولدت له اولاداً " از آنجا معلوم شد كه مثل مسأله را زيه ، مسأله حائريه ، ميافارقيه ، موصليات ، اين تعبير هم از آن باب است ، سؤال كنندهء از ابن مسعود ، شخصى بوده كه از قبيلهء بنى شمخ بن فزاره بوده است . شمخ بن فزارة بطن ، چنانچه در قاموس هم آمده است . « 4 » كلام ابن حزم ، از دو جهت براى ما رفع شبهه كرد ، يكى اينكه ، وجه تسميه را روشن كرد و گذشت كه از خط شيخ طوسى هم شمخية نقل شده است و ديگر اينكه ، در بحث از عبد الله بن مسعود ، نقل مىكنند كه قائل به تحريم ام الزوجه بوده است . در
--> ( 1 ) مصدر بالا ( 2 ) مصدر بالا ( 3 ) المحلى لابن الحزم ج 9 / 528 م 1860 ( 4 ) - القاموس المحيط 1 / 262